<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سایه تنهایی</title>
<link>https://sepehr30.blogfa.com</link>
<description>T E R M E H</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 21:04:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>آه ازآن رفتگان بی برگشت</title>
<link>https://sepehr30.blogfa.com/post/180</link>
<description>شبم از بی ستارگی،شب گور در دلم پرتو ی ستاره ای دور آذرخشم گهی نشانه گرفت گه تگرگم به تازیانه گرفت بر سرم آشیانه بست کلاغ آسمان تیره گشت چون پر زاغ مرغ شب خوان که با دلم می خواند رفت و این آشیانه خالی ماند آهوان گم شدند در شب دشت آه از آن رفتگان بی برگشت ... استاد هوشنگ ابتهاج (سایه)</description>
<pubDate>Fri, 20 Feb 2026 21:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sepehr30</dc:creator>
<guid>sepehr30.blogfa.com/post/180</guid>
</item>
<item>
<title>وقتی که نیستی... </title>
<link>https://sepehr30.blogfa.com/post/178</link>
<description>وقتی که نیستی غزلم دیر می شود این حس ناب بی تو نفس گیر می شود خورشیدمی ، بتاب بر این ظلمتی که هست زیرا که صبح با تو فراگیر می شود درگیر خویش کرده ای آیینه ی مرا طفلی دلم که بی تو زمین گیر می شود هستی که با تو این همه من شاعرم هنوز هستی که شعر این همه تکثیر می شود وقتی که نیستی شبم از راه می رسد صبح من از نبود تو تاخیر می شود یک امشب از حوالی من دور تر نرو بی تو هوای پنجره دلگیر می شود خاتون خوب خاوریم ! با توبی گمان خواب زلال آینه تعبیر می شود</description>
<pubDate>Thu, 19 Feb 2026 20:32:29 +0330</pubDate>
<dc:creator>sepehr30</dc:creator>
<guid>sepehr30.blogfa.com/post/178</guid>
</item>
<item>
<title>بی تو..... </title>
<link>https://sepehr30.blogfa.com/post/177</link>
<description>بی تو مهتاب، شبی باز از آن كوچه گذشتم ! همه تن جشم شدم خيره بدنبال تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم شدم آن عاشق ديوانه كه بودم! در نهانخانه ی جانم گل ياد تو درخشيد باغ صد خاطره خنديد ، عطر صد خاطره پيچيد يادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتيم پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتی بر لب آن جوي نشستيم تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فرو ريخته در آب شاخه ها دست بر</description>
<pubDate>Mon, 16 Feb 2026 19:43:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>sepehr30</dc:creator>
<guid>sepehr30.blogfa.com/post/177</guid>
</item>
<item>
<title>خدای من</title>
<link>https://sepehr30.blogfa.com/post/176</link>
<description>خدای من نمیدانم گاهی کجای دنیا گم ات میکنم در هیاهوی بازار … در خستگی هنگام نماز ! در وسوسه های نفس ام… نمیدانم…. اما ، گاهی تو را گم میکنم مثل کودکی که در بازار دستان مهربان مادرش را رها کرده به تماشای عروسکی مشغول است…! بعد میبیند مادرش نیست و هیچ عروسکی او را خوشحال نمیکند…! به کودکی ام بنگر… هرچند خودم تو را گم میکنم اما ….تو پیدایم کن.</description>
<pubDate>Fri, 17 Sep 2021 10:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sepehr30</dc:creator>
<guid>sepehr30.blogfa.com/post/176</guid>
</item>
<item>
<title>آخرین سنگ</title>
<link>https://sepehr30.blogfa.com/post/175</link>
<description>دراین دنیـاےبےاحساس تـومـرزبـاورم بـودے غـزل بـودم به چشمانـت تـودائـم ازبـرم بـودے ولےافسـوس روزےمـن زچشمـان تـوافتـادم شڪستےشیشـه دل را تـوسنـگ آخـرم بـودے 💫</description>
<pubDate>Wed, 08 Sep 2021 18:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sepehr30</dc:creator>
<guid>sepehr30.blogfa.com/post/175</guid>
</item>
<item>
<title>سفربخیر</title>
<link>https://sepehr30.blogfa.com/post/174</link>
<description>هوای کوچ‌ تو‌ و‌دست و بال بسته ی من سفر بخیر دلیل دل شڪـسته ی من تــو را به یاد فقط دارم و خوشــم به همین خوش است با چه خیالـی دل خجسته ی من</description>
<pubDate>Wed, 08 Sep 2021 18:39:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>sepehr30</dc:creator>
<guid>sepehr30.blogfa.com/post/174</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://sepehr30.blogfa.com/post/171</link>
<description></description>
<pubDate>Sat, 01 May 2021 00:02:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>sepehr30</dc:creator>
<guid>sepehr30.blogfa.com/post/171</guid>
</item>
<item>
<title>بازگرد</title>
<link>https://sepehr30.blogfa.com/post/167</link>
<description>مینویسم برای تو از دست رفته که هرکجای جهانی، بازگرد... مینویسم که بخوانی و بدانی، جهانم خالی از هر موجودیست، زمانی که تورا ندارم... مینویسم به جبران تمام روزها و شب هایی که داشتمت ولی حواسم پرت روزمرگی هایم بود مینویسم دوستت دارم برای توی از دست رفته، که بخوانی و بازگردی جهانِ کوچک من، کجای جهانى که هرچه جستجو میکنم، چشمانم تورا نمیبینند... میگویم بازگرد و پژواک صدایم جهان را پر کرده است، ولی اثری از تو نیست...</description>
<pubDate>Fri, 12 Mar 2021 09:14:32 +0330</pubDate>
<dc:creator>sepehr30</dc:creator>
<guid>sepehr30.blogfa.com/post/167</guid>
</item>
<item>
<title>عزت نفس</title>
<link>https://sepehr30.blogfa.com/post/166</link>
<description>روزی هزار بار برای خودتون بنویسید &quot;عزت_نفس&quot;..! روی آینه، کف دست، گوشه کتاب، روی یخچال، آلارم موبایل، هرجا... هرجا...با خط قرمز هم بنویسید ترجیحاً....که هی جلو چشمتون باشه که بابا جان! خط قرمز هر رابطه‌ای؛ چه رابطه‌ی کاری، چه عشقی، چه عاطفی، چه رفاقتی و چه حتی خانوادگی ← &quot;عزت نفس&quot; است....که هی حواستون باشه اگر دارید به خیال خودتون رابطه‌ای را نجات می‌دهید، توی عملیات نجات، کرامت انسانی خودتون را فدا نکنید...احساسات خودتون را فدا نکنید....غم و غصه برای</description>
<pubDate>Thu, 11 Feb 2021 20:04:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>sepehr30</dc:creator>
<guid>sepehr30.blogfa.com/post/166</guid>
</item>
<item>
<title>بادام تلخ</title>
<link>https://sepehr30.blogfa.com/post/165</link>
<description>بسته ی آجیل و که باز کردم بدون اینکه نگاهی بندازم و چشمم و از مانیتور سیستم بردارم اولین انتخابم پسته بود ... هنوز کامل نجویده بودم که دومین انتخابم بادام شد ... یک انتخاب اشتباه .... به قدری تلخ بود که طعم پسته ی اولی را هم تلخ کرد و هر آنچه بعد آن بادم خوردم مزه ی تلخیش هنوز با روانم بازی میکرد .. هیچ بادام شیرینی نتونست طعم تلخ آن بادامو بشوره و ببره ...انگار زود انتخابش کرده بودم ...باید زمان بگذره تا طعم تلخی آن از بین بره ...بعد از آن هر بادامی که بر</description>
<pubDate>Sat, 30 Jan 2021 17:37:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>sepehr30</dc:creator>
<guid>sepehr30.blogfa.com/post/165</guid>
</item>
</channel>
</rss>
