دلم تنگه........
از تو سکوت مانده و از من صدای تو
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو
حرفی که خالی ام کند از سالها سکوت
حسی که باز پرکندم از هوای تو
این روزها عجیب دلم تنگ رفتن است
تا صبح راه میروم پابه پای تو
درخواب حرف میزنم و گریه میکنم
بیدار میکنند مرا دست های تو
هی شعر مینویسم و دلتنگ میشوم
حس میکنم کنارمی و آه جای تو
این شعر را رها کن و نشنیده ام بگیر
بگذار در سکوت بمیرم برای تو
