بیخیال...

ابزارک تصویر
درد دلها مجازی شده ، ما درد دلهایمان را برای هم «پست» میکنیم!!!
ما حرف هایمان را توی صفحات چتِ عزیزترین هایمان مینویسیم و به در و دیوارش عکس و شعر و نوشته های قشنگ میچسبانیم...
دفتر خاطرات آدمهای امروز ، یک صفحه ی لمسیِ چند اینچی است با کوله بارِ سنگینی از حسرت و حرف و خاطره های تایپ شده...
قبلتر ها برای فراموشی ، دفترهای خاطراتمان را سر به نیست میکردیم...
اینروزها ولی ، هر بار که کم آوردیم ؛ می افتیم به جانِ سوابقِ چت هایمان...
و کسی چه میداند چه اندازه درد دارد ، بعضی از همین سر به نیست کردن هایِ بی بازگشت !!!
در روزگاری که آدمها در یک پروفایل خلاصه میشوند و فراموش کردنشان به یک لمسِ چند ثانیه ای بند است ؛ آدمهایِ وفاداری نیستیم...
زود دل میبندیم و زود فراموش میکنیم...!
کاش در دورانِ همان دفتر خاطره هایِ قفلی جا مانده بودیم...!
نرگس صرافیان طوفان
حالِ دنیا را بپرسیدم من از فرزانهای
گفت: یا خوابیست یا وهمیست یا افسانهای
گقتمش: اینان که میبینند چون دل بستهاند؟
گفت: یا کورند یا مستند یا دیوانهای


بهار شوق انگیز بر قامت سبز وجودتان
شکوفه باران باد لبتان پر خنده تان
قلبتان از مهر آکنده دولتتان پاینده
و
نوروزتان فرخنده باد