ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم

 

چو گلدان خالی لب پنجره

 

پر از خاطرات ترک خورده‌ایم

 

                                   اگر داغ دل بود ما دیده‌ایم

 

اگر خون دل بود ما خورده‌ایم

 

اگر دل دلیل است آورده‌ایم

 

اگر داغ شرط است ما برده‌ایم

 

اگر دشنه دشمنان، گردنیم

 

اگر خنجر دوستان، گرده‌ایم

 

گواهی بخواهید: اینک گواه

 

                               همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم

 

 

دلی سربلند و سری سر به زیر

 

از این دست عمری به سر برده‌ایم

قيصر امين پور

 

 

آری از پشت کوه آمده ام...

 

چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت،حرام خورد؟!

 

برای عشق خیانت کرد!

 

برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد!

 

 

برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند!

 

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم

 

می گویند: از پشت کوه آمده!

 

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم

 

برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه اين ور كوه

 

باشم و گرگ!